1889653804

مروری بر کارنامه فیلم‎سازی رخشان بنی‌اعتماد به بهانه اکران مستند «آی‎ آدم‎ها» در گروه هنروتجربه

هنروتجربه – بهزاد وفاخواه: رخشان بنی‌اعتماد با کارگردانی تنها ۹ فیلم بلند بی‎شک یکی از موفق‌ترین فیلم‌سازان در میان نسلی است که بعد از انقلاب و با تغییر فضای سینمای ایران به این سینما آمدند و بعضی ماندگار شدند و بعضی دیگر از یادها رفتند.
ورود بنی‌اعتماد به سینما با مستندسازی همراه بوده است. اگر پوراحمد از طریق دستیاری در سینمای حرفه‌ای و عیاری از راه سینمای آزاد و فیلم‌های هشت میلی‎متری و حاتمی‌کیا از جبهه‌ها و همکاری با گروه روایت فتح در دهه شصت وارد سینما شدند، ورود بنی‌اعتماد به فیلم‌سازی از طریق تلویزیون و ساخت مستندهای تلویزیونی بود. آن هم در حالی که او شیفته فیلم‌ساز شدن نبوده است. بنی‌اعتماد در دانشگاه ملی آن زمان در رشته معماری مشغول تحصیل بوده است که آگهی استخدام منشی صحنه در تلویزیون را می‌بیند و بنی‌اعتماد جوان به چشم پیدا کردن کار حین تحصیل به آن‌جا مراجعه می‌کند اما در تلویزیون ماندگار می‌شود و عطای معماری را به لقایش می‌بخشد.
بنی‌اعتماد در صداوسیمای بعد از انقلاب در گروه اقتصاد به ساخت مستند روی می‌آورد و سه مستند «فرهنگ مصرفی»، «تدابیر اقتصاد جنگ» و «اشتغال مهاجرین روستایی در شهر» را می‌سازد. عنوان سومین مستند او، شباهت زیادی با درون‌مایه کمدی «زرد قناری» دارد. اولین کار سینمایی او اما منشی‌گری صحنه در فیلم «آفتاب‌نشین‌ها» اولین ساخته مهدی صباغ‌زاده است که بعد از آن با دستیاری کیانوش عیاری در «تنوره دیو» ادامه پیدا می‌کند که تجربه خوبی برای بنی‌اعتماد محسوب می‌شود.
رخشان بنی‌اعتماد اولین فیلمش «خارج از محدوده» را سال ۶۶ در حالی می‌سازد که پیش از آن پوران درخشنده فیلم ساخته است و تابوی حضور زن‌ها روی صندلی کارگردانی را شکسته است. بنی‌‍‌اعتماد برای ساخت اولین فیلم خود یک فیلم‌نامه کمدی را انتخاب می‌کند. فیلم‌نامه «خارج از محدوده» را فرید مصطفوی نوشته و تصویب کرده بود و کسانی که با فضای فیلم‌سازی در دهه شصت آشنا هستند می‌دانند که تصویب شدن یک فیلم‌نامه گام بسیار سختی محسوب می‌شد و داشتن فیلم‌نامه تصویب‌شده امتیاز بزرگی بود.
بنی‌اعتماد که از دنیای مستندسازی وارد سینمای داستانی شده بود در هرسه فیلم اول خود «خارج از محدوده»، «زرد قناری» و «پول خارجی» دست روی معضلات و کمبودهای جامعه در سال‌های اواخر دهه شصت گذاشت. در «خارج از محدوده» با بوروکراسی و حاشیه‌نشینی، در «زرد قناری» با ورود روستاییان به شهر و مشکلات اقتصادی کشور و در «پول خارجی» با مساله ارز که نوسانات آن روی زندگی مردم شهرها تاثیر بسیار زیادی داشت، روبه‎رو شد. در گزارش تولید فیلم «خارج از محدوده» که در مجله فیلم سال ۱۳۶۶ چاپ شده است، بنی‌اعتماد به خبرنگار ماهنامه فیلم گفته است با این‌که وارد سینمای قصه‌گو شده اما نگاه مستند را در آثار سینمای داستانی هم دنبال خواهد کرد. بعد از گذشت ۲۹ سال درستی این گفته را می‌توان در کارنامه سینمایی بنی‌اعتماد پیگیری کرد.

زرد-قناری

دومین فیلم رخشان بنی‌اعتماد «زرد قناری» با بازی مهدی هاشمی و مرحوم منوچهر حامدی به کمدی موفقی در گیشه‌ها بدل و بعدها هم فیلم محبوب ظهرهای جمعه از تلویزیون شد. داستان پیکان زردی که خریداران با هزار بدبختی پول لازم برای خریدن آن را جور می‌کنند اما بنگاه‌دار شبانه آن را از خریدار می‌دزدد و باز به یک بخت برگشته‌ دیگر می‌فروشد. با این حال هیچ‌کدام از این سه فیلم با استقبال زیادی از سوی منتقدان روبه‎رو نشد.
«نرگس» در سال ۱۳۷۰ ساخته شد و در زمانه خودش داستان چالش برانگیزی بود که از خط قرمزها عبور می‌کرد و بازیگران محبوبی هم داشت. ابوالفضل پورعرب که به تازگی با «عروس» در سینما ستاره شده بود نقش عادل را بازی می‌کرد و فریماه فرجامی نقش آفاق را برعهده داشت که فیلم بیشتر بر روی او متمرکز بود تا نرگس که اسم فیلم هم از روی نام او برداشته شده است.بنا به گفته‌های بنی‌اعتماد او شخصیت آفاق را از یک شخصیت حقیقی الگو گرفته است که طی تحقیقاتش در زندان زنان در سال ۶۴ با او آشنا شده بود. «نرگس» با موفقیت هم در گیشه‌ها هم در جشنواره و هم نزد منتقدین مواجه شد.

نرگس

فیلم در جشنواره دهم فجر سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای رخشان بنی‌اعتماد به همراه داشت. بنی‌اعتماد خود در گفت‌و‏گو با علیرضا اکبری در ماهنامه اندیشه پویا درباره تفاوت بین نرگس با دوره اول کاری خود می‌گوید: «اصولا تا نرگس از دید لانگ‌شات به جامعه آدم‌ها را می‌دیدم و از نرگس به بعد برعکس شده یعنی از زاویه شخصیت به جامعه نگاه کردم. این چیزی بود که به نگاه خودم نزدیک‌تر بود و فیلم‌نامه‌های اولیه‌ام مثل طوبا یا کارهایی که نوشتم و رد شد به نرگس نزدیک‌تر بودند.» اما همچنان تا ساخت فیلم‌نامه «طوبی» که تبدیل به یکی از بهترین کارهای او شد، زمانی مانده بود و بعد از نرگس بنی‌اعتماد «روسری آبی» را ساخت.
«روسری آبی» هم داستان یک عشق نامتعارف است. عشقی که به لحاظ سنی و طبقاتی از بیرون طبیعی به نظر نمی‌رسد. رسول رحمانی مردی ثروتمند و کارخانه‌دار (با بازی عزت‌الله انتظامی) شیفته نوبر کردانی یک کارگر ساده (با بازی فاطمه معتمدآریا) می‌شود و این علاقه واکنش شدید فرزندانش را به دنبال دارد. این فیلم از سویی فیلمی درباره رسول رحمانی است که نمی‌خواهد به مرگ تن بدهد و دست از علاقه‌اش بکشد و تنها منتظر بماند تا در هیات مردی محترم و مالدار مرگ به سراغش بیاید و از طرفی درباره دختران و زنانی است که به خاطر موقعیت مالی و طبقاتی نمی‌توانند زندگی معمول خود را داشته باشند. فیلم به ویژه به خاطر تک‌گویی پایانی انتظامی و دیالوگ او «خوشبختی تو دل آدمهاس» به یاد مانده است.
«بانوی اردیبهشت» پنجمین فیلم بنی‌اعتماد در کارنامه کاری او یک چرخش دوباره محسوب می‌شود. بنی‌اعتماد برای اولین‌بار دوربینش را متوجه قشر دیگری از جامعه می‌کند. این‌جا او زنی روشنفکر و از طبقه‌ای بالاتر از متوسط را مرکز توجه داستانش قرار می‌دهد. زنی که یک پسر بزرگ دارد و می‌خواهد در این سن دوباره ازدواج کند. این‌بار اما زن روشنفکر فیلم بنی‌اعتماد برخلاف سایر کاراکترهای او موفق می‌شود هم عشق خود را حفظ کند و هم مادرانگی خود را. نقش کاراکتر مرکزی این فیلم را مینو فرشچی فیلم‌نامه‌نویس آن سال‌ها بازی کرد.

زیر-پوست-شهر

«زیر پوست شهر» در کارنامه سینمایی بنی‌اعتماد یکی از نقاط اوج است. این بار او یک خانواده از طبقه زیرمتوسط و به بیان آن روزها آسیب‌پذیر را در کوران حوادث سیاسی و اجتماعی به تصویر کشید. خانواده‌ای که با چنگ و دندان سعی کرده در این توفان‌ها خود را حفظ کند. «زیر پوست شهر» براساس فیلم‌نامه‌ای نوشته شد که بنی‌اعتماد سال‌ها قبل در دهه شصت با عنوان «طوبی» نوشته بود و به گفته خودش در سال‌های بعدی بارها با توجه به گذشت زمان آن را بازنویسی کرد. در نسخه‌های اولیه عباس در جنگ بود و علی برادر کوچک‌تر درگیر مسائل سیاسی می‌شد. اما با گذشت زمان و تغییر شرایط زمانه، عباس (با بازی محمدرضا فروتن) همزمان درگیر عشق و یک جاه‌طلبی مالی است و علی جذب سیاست در دوره اوج درگیری‌های سیاسی زمان اصلاحات شده است. بنی‌اعتماد در این فیلم به یادماندنی‌ترین کاراکتر کارنامه کاری خود یعنی طوبی را خلق کرد. زنی کارگر که خرج خانواده را می‌دهد، نگران سیاسی شدن پسر کوچکش است، نگران دختر همسایه است که از خانه فرار کرده، نگران دختر کوچکش است که در این جامعه چه به سرش می‌آید، پسر بزرگش را فراری می‌دهد و درحالی که چادرش را با دهان گرفته از فروش خانه با چنگ و دندان جلوگیری می‌کند. در نمای پایانی او رو به دوربین زندگی بهتری را از مسئولین می‌خواهد و به فیلم‌بردارها می‌گوید بهتر است از قلب او فیلم‌برداری کنند.

گیلانه

بنی‌اعتماد سال بعد در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ فیلم مستند «روزگار ما» را ساخت که در یک اپیزود داستان باران{کوثری} دخترش و دوستانش که رای اولی هستند را روایت می‌کند که به سه دسته تقسیم شده‌اند. آن‌هایی که دور قبلی رای داده‌اند و حالا ناامیدند، آن‌هایی که همچنان می‌خواهند به رییس جمهور رای بدهند و آن‌هایی که اساسا به رای دادن معتقد نیستند. فیلم در اپیزود دوم ماجرای زندگي آرزو بيات است و تلاش او كه فقط سه روز فرصت دارد تا خانه‎اش را به صاحبخانه تحويل بدهد، در حالی که او یکی از ۴۸ نفری است که کاندیدای ریاست جمهوری شده است.
بنی اعتماد در سال ۸۲ براساس یک سفارش برای ساخت فیلمی درباره جنگ اپیزود «ننه گیلانه» را مقابل دوربین برد. دو اپیزود دیگر این فیلم را پرویز شیخ طادی و عبدالحسن برزیده ساختند اما بعد از نمایش فیلم تصمیم گرفتند اپیزودها را جدا از هم نمایش دهند و سال بعد بنی‌اعتماد این اپیزود را به فیلم «گیلانه» تبدیل کرد. بنی‌اعتماد در مراجعه به تاریخ جنگ، مادران جانبازان را مورد توجه قرار داد و از زاویه دیدی زنانه به ماجرا نگاه کرد.«ننه گیلانه » درباره زنی به نام گيلانه و پسر معلول جنگی‎اش اسماعيل است (با بازی فاظمه معتمدآریا و بهرام رادان) كه در آخرين روز سال ۸۱ چشم به راه رسيدن مسافری از جنوب هستند. در فیلم به  عواقب جنگ و درد و رنج مجروحین جنگی و خانواده‌هایشان پرداخته می‌شود.

خونبازی

در جشنواره فیلم فجر سال ۸۵ بنی‌اعتماد با فیلم «خون‌بازی» برگشت. فیلم تلخی از همراهی مادری با دختر معتادش در خیابان‌های تهران و بعد در طول سفر به شمال. این فیلم هم از تحقیقات بنی‌اعتماد برای فیلمی مستند شروع شده بود و برای ساخت آن تحقیق مفصلی روی انواع جدید اعتیاد کرد و مدتی طولانی در کنار خانواده‌ای که دختری با این مشخصات داشتند، به‎سربرد. نتیجه این‌که اعتیاد دختر فیلم خون‌بازی متفاوت به سبک اعتیادی بود که پیش از این به تاسی از فیلم «گوزن‌ها» در سینمای ایران معمول بود. بنی‌اعتماد فیلم‌نامه این فیلم را به صورت گروهی و با همکاری محسن عبدالوهاب، نغمه ثمینی و فرید مصطفوی نوشت و کارگردانی آن هم به صورت مشترک با محسن عبدالوهاب ،انجام گرفت، هرچند که جامعه سینما در نهایت بنی اعتماد را به عنوان کارگردان و حتی نویسنده این فیلم می‌شناسد. نقش دختر معتاد را باران کوثری دختر بنی‌اعتماد با اصرار زیاد به دست آورد و همچنان از بهترین نقش‌آفرینی‌های او به شمار می‌رود و برای آن سیمرغ هم گرفت. فیلم در جشنواره فجر سال ۸۵ در بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای ایران چهار سیمرغ برای باران کوثری بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین چهره‌پردازی برای مهرداد میرکیانی، بهترین تدوین برای سپیده عبدالوهاب و بهترین فیلم‌نامه را به دست آورد و در بخش بین‌الملل همان سال به رخشان بنی‌اعتماد سیمرغ بهترین کارگردانی را دادند.

قصه-ها

آخرین فیلم بلند بنی‌اعتماد تاکنون،«قصه‌ها» بوده است که احضار تمام کاراکترهای فیلم‌های قبلی است به دوران حال. «قصه‌ها» با مجوز ساخت فیلم کوتاه جلوی دوربین رفت و از پیوند این فیلم‌های کوتاه با هم شکل گرفت. قصه‌ها در جشنواره ونیز نمایش داده شد و جایزه بهترین فیلم‌نامه را هم دریافت کرد. فیلم سه سال پشت خط اکران ماند اما در دولت جدید روی پرده رفت و نشان داد فیلم‌ها داخل کمدها باقی نمی‌مانند.

در سال‌های اخیر بنی‌اعتماد بیشتر به عنوان یک فعال اجتماعی عمل کرده و فیلم‌هایی با مضامینی حقوق بشری و مددکارانه ساخته است. مستند چهار اپیزودی «کهریزک چهارنگاه» که سال ۱۳۹۰ دربخش مستند جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد یکی از این آثار است. اپیزود اول این مستند را با نام «اتاق ۲۰۲» بنی اعتماد کارگردانی کرد و آن را پاسخی دانست به یکی از دغدغه‌هایش که سالمندی است.«حیاط خلوت خانه خورشید» که ابتدا پروژه‌ای به سفارش شهرداری تهران بود و بعد با بروز مشکلات مدیریتی شخصی تولید شد، مستندی درباره مرکز «خانه خورشید» است که به معتادانی که امیدی به ترک اعتیاد ندارند، خدمات می‌دهد. مستندهای دیگر او «یک ساعت از یک عمر» و «همه درختان من» نیز به محیط زیست می‌پردازند.مستند «همه درختان من» درباره زندگی  مه‌لقا ملاح کهنسال‌ترین فعال محیط زیست و مؤسس اولین پایگاه مردم نهاد محیط زیستی ایران است. در این مستند بنی اعتماد با سپری کردن چند روز در خانه و همراهی با خانم فلاح  دغدغه‎های او را پیرامون وضعیت بحرانی محیط زیست ایران به تصویر می‎کشد. مستند «یک ساعت از یک عمر» هم درباره اسکندر فیروز بنیان‎گذار سازمان حفاظت از محیط زیست ایران است که او را را پدر محیط زیست ایران می‌نامند.

بنی اعتماد در آخرین اثر مستندش «آی‎آدم‎ها» به معرفی یک موسسه خیریه می‎پردازد. موسسه زنجیره امید که خدماتی را به کودکانی ارائه می‎دهد که دارای مشکلات قلبی، ارتوپدی و ترمیمی هستند. مستند «آی آدم‌ها» در واقع برای معرفی پروژه ساخت و تجهیز بیمارستان فوق تخصصی جراحی اطفال این موسسه ساخته شده و عواید حاصل از اکران این فیلم در گروه«هنروتجربه» هم قرار است به همین امر اختصاص پیدا کند.

منبع: هنر و تجربه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.