amir-reza-motaamedi

نگاهی به «آی آدم ها»/ فقر فرهنگی مستقر در سیستم ناکارآمد بهداشتی

مستند آی آدمها به نظر میرسد متمرکز بر مجموعه ای از موضوعاتی شکل گرفته که بطور ذاتی مرتبط با هم هستند.

امیررضا معتمدی/ پزشک و رئیس انجمن جلوه های ویژه بصری خانه سینما:

وقتی فیلم را دیدم به این اندیشیدم که در واقع چه فیلمی دیدم؟ مستندی در ارتباط با زنجیره امید؟ نه. مستندی در ارتباط با زنی فداکار که بانی زنجیره امید شده؟ شاید هم نه، مستندی در مورد کودکانی که قربانی فقدان سیستم بهداشت اولیه شده اند؟ باز هم نه، مستندی در ارتباط با جراحان فرانسوی که عاشقانه بچه های ایرانی را درمان می کنند و تجربیات خودشان را به پزشکان ایرانی منتقل می کنند؟ شاید باز هم نه، فقط مستندی در ارتباط با تاسیس یک بیمارستان فوق تخصصی جراحی کودکان و جذب خیرین؟

شاید درمورد همه موارد مذکور و شاید هم بطور دقیق در مورد هیچ کدام.

مستند آی آدمها به نظر میرسد متمرکز بر مجموعه ای از موضوعاتی شکل گرفته که بطور ذاتی مرتبط با هم هستند. نبود تشخیص به موقع و رسیدگی اولیه به خردسالان بیمار، نبود پزشک متخصص با تجربه جهت تشخیص صحیح و درمان کارآمد، فقدان مرکز درمانی مجهز مناسب شرایط بیماران مورد نظر، نبود خیرین و حامیان مالی مراکز درمانی مشابه، کمبود افرادی که بار این گونه مراکز را دلسوزانه به دوش بکشند. مستند «آی آدم ها» این شکل ساخته شده تا احساس مخاطب خود را هدف بگیرد و البته این کار را به درستی انجام می دهد. به واقع شبیه برخی روش های جاری در مدیریت که در فقدان تصمیمات عقلانی، احساسات مردم را به عنوان اهرم اجرایی هدف قرار داده و از این طریق به نتیجه هم می رسد. نام مستند (آی آدم ها) هم متذکرانه و تنبیهی است. گویی مخاطب هایی دارد که بی خبرند و قرار است با این فیلم باخبر شوند.

همانطور که در اول فیلم خانمی که بانی زنجیره امید معرفی می شود تعریف می کند که تجربه ای داشته از درمان بسیار ارزان و سهل الوصول مشکل اسکلتی کودکی که مدیون تشخیص به موقع یک پزشک فرانسوی بوده. اگر خوب دقت کنیم و بر همین نکته متمرکز شویم، متوجه خواهیم شد که بیشتر مشکلات مشابه در ساختار بهداشتی و درمانی کشور به علت نبودن سیستم تشخیص غربالگری اولیه ( اسکرینینگ) می باشد که در گذر زمان به مشکلات بزرگ و پرهزینه تبدیل می شوند. به واقع اگر سیستم غربالگری اولیه کارآمدی داشته باشیم، درصد بالایی از این کودکان بیمار در بدو کودکی با روش های ساده و صرفا با هزینه اندکی تفکر و مدیریت درمان می شوند در حالی که اکنون برای رسیدگی به مشکلات درمانی آنها باید مرکز تخصصی جراحی بزرگی در فقدان حضور موثر دولت با کمک خیرین برپا شود و هزینه های زیادی را متحمل شویم تا درمان موثر بر روی آنها با درصدهای متفاوتی از موفقیت صورت پذیرد.

چه کسی می تواند بگوید که داشتن مرکز فوق تخصصی جراحی کودکان، آن هم خیریه با چشم انداز درمان کودکان بیمار خانواده های کم بضاعت یا بی بضاعت کار مفیدی نیست؟ البته که بسیار هم خوب است و دستان متولیان این اقدام را باید بوسید. اما یادمان نرود مدیریت مسائل همیشه بهتر از باربری مشکلات است. داشتن سیستم غربالگری اولیه اقدامی کارآمد در جهت کاهش معنی دار مراجعین این نوع مراکز و بالطبع وقت، توان و سرمایه مادی و معنوی بیشتری برای رسیدگی به بیماران و خانواده آنها خواهد بود.

در واقع باید یادمان باشد که جامعه ای که برای معلولین خود فکری نکرده خود جامعه معلولی است. اول باید جامعه معلول درمان شود تا بتوان افراد بیمار جامعه را بطور موثرتری درمان کرد.

آنچه با دیدن این مستند دردمان می آورد فقر فرهنگی از نوع جهان سومی است که نه در خانواده های بی بضاعت که در سیستم ناکارآمد بهداشتی مستتر است. سیستمی که در کنار مراکز تخصصی و فوق تخصصی درمانی آن هم از نوع خصوصی برای برپایی مرکز جراحی تخصصی کودکان نیازمند کمک خیرین است. دیدن جامعه ای که برنامه مدیریتی جامعی برای حل معضلات بهداشتی درمانی اولیه خود نداشته تا جایی که پزشکان خارجی به کمک آمده اند. تصویری مشابه آنچه از گرسنگان آفریقا و پزشکان بدون مرز در ذهن داریم.

در پایان از کلیه دست اندرکاران زنجیره امید این انسانهای از خود گذشته مهربان و سازندگان مستند آی ادمها تشکر میکنم که اگر این هم نباشد دیگر هیچ.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.