niko-kari-ayadamha

نیکوکاری؛ حلقه وصل اهالی فرهنگ و هنر

نام «رخشان بنی اعتماد» که به میان می‌آید پاسخ به دعوت‌ها جنسش متفاوت می‌شود؛ شنیده‌ها همه تعریف است وقدردانی. اشتیاق به دیدن کار تازه او آنقدر هست که برنامه‌ها و مشغولیت‌های روزانه تکانی بخورد و به احترام تماشای «آی ‌آدم‌ها» دقایق به نظم شود.

بانوی قصه‌های سینما و نگاه مادرانه‌اش آن گونه آشنا هست که مرز بین سیاست و ورزش و هنر و اقتصاد را بردارد و همه را زیر یک سقف جمع کند. قرارمان شامگاه نیمه شهریورماه است، آنها که وعده دیدار گرفته‌اند خودجوش ساعت 18 پانزدهم شهریور را مرور می‌کنند و پایبند بودن به ساعت قرار را جویا می‌شوند. نیم ساعت مانده به موعد دیدار، بانوی رخشان سینمای ایران و همراه همیشه‌هایش جهانگیر کوثری نخستین میهمانانی هستند که وارد سالن آمفی‌تئاتر روزنامه ایران می‌شوند. آدم‌ها یک به یک سر قرار حاضر می‌شوند از شهرداد روحانی، هوشنگ کامکار، وحید تاج، امید نعمتی (خواننده گروه پالت)، دو پری نمایش و موسیقی، صابری و ملکی، کیومرث پوراحمد، هانیه توسلی، فرشته طائرپور، امین تارخ، علیرضا شجاع‌نوری، اکبر عالمی، اکتای براهنی، محمود آموزگار، امیر حسین‌زادگان، محمدعلی جعفریه، ایران گرگین، بهزاد شیشه‌گران، مصطفی رحماندوست، محمود معتقدی، کامبیز درم بخش، مهدی زارع، عباس مخبر، عبدالحسین نیک‌گهر تا مردان و زنانی از حوزه‌های سیاست همچون علی شکوری‌راد، مصطفی معین، پروانه سلحشوری و احمد مازنی و ورزشکارانی چون حسین کلانی و حسن رحیمی و البته فعالان اقتصادی از جنس هنر. بنر «زنجیره امید» در ورودی سالن، مطلعی است برای مراسم دعوت به بازگرداندن امید به دنیای کودکان دردمند. نمایش فیلم «آی آدم‌ها» جنس دعوتش هم متفاوت است؛ فراخوان تماشای صرف یک اثر مستند نیست صلای آدم‌ها برای زمزمه کردن در گوش لطیفه انسانی آنهاست تا باورمان شود و دل قوی داریم که می شود با هر بضاعتی تسکین دردها شد. به یادمان می‌آورد که می‌توان به جای غرزدن‌ها و گلایه‌های معمول غمخوارانه همتی کنیم تا باری از دوش همنوع برداریم.
مراسم با آیاتی از قرآن آغاز می‌شود. همه آنهایی که به احترام سرود ملی ایستاده‌اند مشتاقانه منتظر روایتی تازه از فیلمسازی هستند که در این سال‌ها مثل یک مادر زودتر از همه دردهای مردم این سرزمین را فهمیده است. پیش از نمایش «آی‌آدم‌ها» مریم مرعشی مدیرعامل و مؤسس زنجیره امید درباره اهداف این مؤسسه و ساخت بیمارستان فوق تخصصی صحبت می‌کند. به گفته او هدف اصلی این مجموعه که از تیرماه 1386 شروع به فعالیت کرده است فراهم کردن خدمات پزشکی و درمانی به کودکان زیر 18 سال بی‌بضاعتی است که از بیماری‌های قلبی و ارتوپدی و ناهنجاری‌های ترمیمی و پلاستیک رنج می‌برند.
او می‌گوید یکی از دغدغه‌های اصلی این مؤسسه ارائه بهترین خدمات درمانی مطابق با استاندارد جهانی برای کودکان محروم است. مشکلاتی که به گفته او با توجه به پرهزینه و پیچیده بودن درمان‌‌شان اغلب با انصراف خانواده‌ها همراه است.
او در ادامه از طرح ساخت بیمارستان فوق‌تخصصی 540 تختخوابی در منطقه جوادیه به عنوان یکی از برنامه‌های اصلی این زنجیره سخن می‌گوید: «یکی از طرح‌های مهم این زنجیره که مکملی است برای طب اطفال ساخت این بیمارستان به پیشنهاد دکتر هاشمی وزیر بهداشت و درمان است.»
مرعشی یکی از اهداف ساخت «آی آدم‌ها» را تسریع در اتمام این طرح عنوان می‌کند و با این جمله پایانی حاضران را به تماشای فیلم دعوت می‌کند: «وجود رخشان بنی اعتماد تعبیر دعای دل مادرانی است که دستشان به چیزی نمی‌رسید و او توانست صدای آنها را به مردم برساند.

امیدوارم این بیمارستان دغدغه خیلی از مردم شود. نیازمند همراهی همه هستیم.»
«آی آدم‌ها» در سکوت مطلق اما آمیخته با غلیان عواطف حاضران به نمایش در می‌آید. تشویق ممتد حاضران بر مخابره گزارشی کوتاه از روند درمانی شخصیت‌های این مستند در بخش پایانی «آی آدم‌ها» زبان گویای تمام اتفاقی است که در سکوت سالن و در خلوت درون آدم‌ها شکل گرفته است.
در ادامه مراسم طرحی از اردشیر رستمی به بهانه اکران «آی آدم‌ها» به بانوی هنر رخشان بنی اعتماد تقدیم می‌شود و او  نیز با تقدیم این هدیه به مؤسسه «زنجیره امید» و تشکر از کسانی که به تماشای این فیلم نشسته‌اند می‌گوید: «این نخستین نمایشی است که به همت اهالی رسانه برگزار می‌شود و برای من بسیار باارزش است. صاحبان قلم صاحبان اندیشه هستند و اهداف این فیلم به حمایت این بخش از جامعه برای آگاهی‌سازی نیاز دارد.»
بنی‌اعتماد در ادامه «آی آدم‌ها» را حرکت نمادین برای جلب مشارکت عمومی عنوان می‌کند و می‌افزاید: «نیت قلبی من احترام به ارزش و اهمیت کار افرادی است که انگیزه‌شان ملی و دغدغه‌شان کم کردن آلام جامعه است. نیاز امروز ما بیش از هر چیز برانگیختن حس‌های فراموش شده در توانایی‌هایمان برای حل مشکلات و تغییر دادن و اصلاح خودمان است.» او در پایان از ارتقای سطح پزشکی اطفال در جامعه به عنوان ارزشمندترین اهداف این مؤسسه یاد می‌کند و می‌افزاید: «هر حرکت ساختاری در این جامعه با چنین دورنگری برای من قابل احترام است و ساخت چنین فیلمی ادای احترام به این تفکر است.»پایان بخش مراسم شعرخوانی اردشیر رستمی و تقدیم قطعه شعری از یانیس ریتسوس شاعر یونانی است. و در پایان لبخند نشسته بر لب آدم‌ها که از جنس تبسم کودکان نیازمند زنجیره امید در تیتراژ پایانی فیلم است؛ آنهایی که چشم به راهند و انتظارشان عجین شده با امید. و این چشم‌انتظاری امیدوارانه‌شان تلنگری است بر جان مان که «قطع‌کننده این زنجیره نباشیم.»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.